|
|
|
نوروزنامه
|
 |
|


بهار...بهار بهار بهار پرنده گفت یا گل گفت؟ خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت صدای شاخه ها و ریشه ها بود بهار بهار چه اسم آشنایی صدات میاد اما خودت کجایی؟ تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟ بهار اومد لباس نو تنم کرد تازه تر از فصل شکفتنم کرد عیدو آورد از تو کوچه تو خونه یه آشنای ساده و صمیمی یه آشنا که مثل قصه ها بود خواب و خیال همه بچه ها بود بهار بهار یه مهمون قدیمیبهار اومد با یه بغل جوونهوا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟بهار بهار ...صدا همون صدا بود
تهيه شده توسط
m.s
در تاريخ
جمعه ۳۰ اسفند ۸۷ ساعت ۰۴:۳۱ |
نظرات (2)
|
|
|
|